عقیده طناز طباطبایی تهیه کننده سینمایی

عقیده: طناز طباطبایی تهیه کننده سینمایی بازیگران سینمای داستان برنامه نمایش مجموعه برنامه

گت بلاگز اخبار حوادث آشنایی شوم دختر ۱۶ ساله با رامین ۴۰ ساله در پارتی شبانه

به گزارش رکنا، در حالی که «زیور» مرا با خودش به پارتی ها و دورهمی های شبانه می برد، پدرم نیز به حضور من در منزل اهمیتی نمی داد و به رفت و آمدهایم کاری نداشت، چر

آشنایی شوم دختر ۱۶ ساله با رامین ۴۰ ساله در پارتی شبانه

آشنایی شوم دختر ۱۶ ساله با رامین ۴۰ ساله در پارتی شبانه

عبارات مهم : شبانه

به گزارش رکنا، در حالی که «زیور» مرا با خودش به پارتی ها و دورهمی های شبانه می برد، پدرم نیز به حضور من در منزل اهمیتی نمی داد و به رفت و آمدهایم کاری نداشت، چراکه با نامادری ام سازگاری نداشتم و …

آشنایی شوم دختر ۱۶ ساله با رامین ۴۰ ساله در پارتی شبانه

دختر ۱۶ساله که با حضور به موقع نیروهای اورژانس و مددکار اجتماعی کلانتری ، از فوت نجات یافته بود، با دستی باندپیچی شده، در حالی که اشک می ریخت، به بیان ماجرای خودکشی نافرجام خود پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: سه سال قبل هنگامی که مادرم را از دست دادم، دچار افسردگی شدیدی شدم، به طوری که کارم به بیمارستان روان پزشکی کشید و چندین ماه خوابیدن شدم.

پس از آن که از بیمارستان به منزل بازگشتم، پرستاری از برادر ۴ساله و پیگیری به امور منزل را به عهده گرفتم، چراکه پدرم از صبح تا شب مشغول کار بود. مدتی بعد از این ماجرا، پدرم با اصرار اطرافیان با زن دیگری ازدواج کرد ولی من نمی توانستم با همسر پدرم کنار بیایم، به همین خاطر نیز پرسشها زندگی ما زیاد شد، چراکه هر روز با نامادری ام مشاجره می کردم.

به گزارش رکنا، در حالی که «زیور» مرا با خودش به پارتی ها و دورهمی های شبانه می برد، پدرم نیز به حضور من در منزل اهمیتی نمی داد و به رفت و آمدهایم کاری نداشت، چر

برای رهایی از این وضعیت، تصمیم گرفتم در کلاس های آرایشگری مشغول شوم تا کمتر در منزل حضور داشته باشم.

در همین روزها بود که با «زیور» آشنا شدم. او زن ۲۲ساله ای بود که بعد از جدایی از همسرش، مجردی زندگی می کرد و من زیاد اوقاتم را در منزل او می گذراندم، به طوری که دیگر شب ها نیز به منزل نمی رفتم. از سوی دیگر، پدرم اهمیتی به حضور من در منزل نمی داد، چراکه همسرش باردار شده است بود و دوست نداشت حضور من درگیری های خانوادگی را زیاد کند.

او حتی نمی دانست شب ها را در منزل چه کسی به صبح می رسانم، این بود که من هر روز به زیور نزدیک تر می شدم و او مرا با خودش به پارتی و دورهمی های شبانه ای می برد که در آنجا همه نوع آلات و ادوات فسق و فجور مهیا بود. در این دورهمی های مختلط انواع روان گردان ها و مشروبات الکلی مصرف می شد و برقراری روابط نامشروع نیز امری طبیعی به نظر می رسید.

من هم جهت آن که همرنگ این جماعت شوم، تلاش می کردم کارها و واکنش‌ها آن ها را تقلید کنم، ولی مدتی بعد زمانی به خود آمدم که درگیراعتیاد شده است بودم. دیگر کسی مجانی مصرف شیشه را تعارف نمی کرد و باید جهت خرید آن پول پرداخت می کردم، تا این که در یکی از همین دورهمی ها با مرد ۴۰ساله ای آشنا شدم که خیلی به من ابراز دوستی و علاقه می کرد.

آشنایی شوم دختر ۱۶ ساله با رامین ۴۰ ساله در پارتی شبانه

من هم که به شدت تشنه دوستی بودم، خیلی سریع شیفته اش شدم و بدهید ترتیب روابط پنهانی ما ادامه یافت. اگرچه می دانستم تفاوت سنی زیادی با «رامین» دارم، ولی باز هم پیشنهاد ازدواج او را قبول کردم، ولی رامین مدعی بود که پدرم با این ازدواج مخالفت می کند و ما باید قبل از آشکار شدن ماجرای خواستگاری، به طور پنهانی با یکدیگر رابطه داشته باشیم تا پدرم به این امر راضی شود. من هم خواسته او را پذیرفتم، ولی بعد از مدتی متوجه شدم رامین مرا فریب داده است و قصد ازدواج با مرا ندارد. او دیگر حرفی از خواستگاری هم نمی زد و مرا رها کرده بود.

غرق شدن در گرداب گناه، اعتیاد و خلاف، هر روز زیاد آزارم می داد و در میان ناامیدی و گناه، تصمیم احمقانه ای گرفتم و با بریدن رگ دستم، می خواستم از این همه حیله و نیرنگ رها شوم، ولی اکنون فهمیدم که راه را به اشتباه رفته ام و باید جهت جبران، توبه کنم.

به گزارش رکنا، در حالی که «زیور» مرا با خودش به پارتی ها و دورهمی های شبانه می برد، پدرم نیز به حضور من در منزل اهمیتی نمی داد و به رفت و آمدهایم کاری نداشت، چر

واژه های کلیدی: شبانه | پارتی | ازدواج | بیمارستان | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz